السيد الخميني

184

ديوان امام ( فارسى )

محرم دل بازگويم غم دل را كه تو دلدار منى * در غم و شادى و اندوه و الم يار منى جُز گل روىِ توام در دو جهان يارى نيست * چهره بگشاى به رويم كه تو غمخوار منى چشم بيمار تو اى مىزده بيمارم كرد * پاى بگذار به چشمم كه پرستار منى محرمى نيست كه مرهم بنهد بر دل من * جز تو اى دوست كه خود محرم اسرار منى زارى از غمزهء غم‌زاىِ تو پيش كه كنم ؟ * با كه گويم كه تو سرچشمهء آزار منى ؟ برگشا موى خَم اندر خَم و دست‌افشان باش * به خُدا ، يار منى ، يار منى ، يار منى